جام دريا از شراب بوسه خورشيد لبريز است،

 

جنگل شب تا سحر تن شسته در باران،

 

خيال انگيز !

 

ما، به قدر جام چشمان خود، از افسون اين خمخانه سر مستيم

 

در من اين احساس :

 

مهر مي ورزيم،

 

پس هستيم !

 

(شاعر = فریدون مشیری)