|
|
|
|
|
پیکر گل همه از گریه خوار؛ خیس و لرزان گردید گفت: گل ارزش من اینسان شد نکند گل تو خجالت بکشی سخنت پایان شد خوب دادی تو جواب همه زحمت من من سرا پا گوشم باز گر هست سخن حال بگذار که سر بردارم من از آن راز که بر توست جواب روزهایی که تو آسوده شدی شب که راحت بودی تو به آسایش خواب من نگهبان بودم نکند کس برساند به تو یک زره عذاب من نگهبان تو بودم هرکه آزار تو در سر می کرد می بریدم دستش گر نمی بریدم زود گلبرگ تو پرپر می کرد همه حرف دلت را گفتی ولی ای گل تو اگر گل شدی و بشکفتی ز نگهبانی شبهای من بد رو بود من نه منت بنهم که خدا کرد مرا ماموری تا کنارت باشم تا زمانی که خودت می خواهی در کنار تو چو یارت باشم حال چون خویش مرا پس بزنی من ز پیشت بروم که تو انگار نخواهی چو منی راستش را گویم بغض من هم ترکید تازه انگار دلم می فهمید خوار با آن همه سر سختی خویش که ز او یاد بدی می آید این چنین ایثاری این چنین قلب لطیفی دارد ساعتی چند گذشت کودکی آمد و چون دید گلی بی خوار است زود آنرا بشکست و از آن باغچه او را بر داشت تازه من فهمیدم که خدا از چه به گل خوار بد رو بگذاشت و گل باغچه خانه ما با همه زیبایی عشق از خوار تنش کمتر داشت |
||
|
|
درباره |
|
با آرزوی ساعاتی خوش برای شما عزیزان. این سایت قصد دارد تا تمامی اشعار بزرگان و... را برای شما جمع آوری کند . امید واریم شما از آن به نحو صحیح استفاده کنید. برای پیدا کردن شعر دلخواه خود از قسمت اشعار استفاده کنید . مطالب علمی و ... در قسمت موضوعات دیگر سایت وجود دارد . golestan_sher@yahoo.com با آرزوی موفقیت شما : نویسندگان سایت گلستان شعر. |
||
|
|
|
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
||
|
|
نویسندگان |
|
|
علی رضا سیامک |
||
|
|
پیوندها |
|
|
چگونه میشود؟ گردش به راست روی دنده چپ تصویر شما روی ماه کشمکش ساعت مکه و ساعت گرینویچ |
||
|
|
|
|
|
POWERED BY
BLOGFA.COM |
||
