|
|
|
|
|
این زن کامل شده است برتن بی جانش لبخند توفیق نقش بسته است از طومار شب جامه ی بلند ش توهم تقدیر یو نانی جاری است پا های برهنه ی او گویی می گویند: تا اینجا آمده ایم،دیگر بس است هر کودک مرده دور خود پیچیده است ماری سپید برلبه ی تُنگی کوچک از شیر که اکنون خالی است زن آن دو را به درون خود کشیده همان گونه که گلبرگ ها در سیاهی شب بسته می شوند هنگامی که باغ تیره می شود و عطر از گلوی ژرف و زیبای گل شب جاری می شود ماه هیچ چیز برای غمگین شدن ندارد از سر پوش استخوانی خود خیره نگاه می کند به این چیز ها عا دت کرده است و سیاهی هایش پُرسر و صدا دامن کشان می گذرد. |
||
|
|
درباره |
|
با آرزوی ساعاتی خوش برای شما عزیزان. این سایت قصد دارد تا تمامی اشعار بزرگان و... را برای شما جمع آوری کند . امید واریم شما از آن به نحو صحیح استفاده کنید. برای پیدا کردن شعر دلخواه خود از قسمت اشعار استفاده کنید . مطالب علمی و ... در قسمت موضوعات دیگر سایت وجود دارد . golestan_sher@yahoo.com با آرزوی موفقیت شما : نویسندگان سایت گلستان شعر. |
||
|
|
|
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
||
|
|
نویسندگان |
|
|
علی رضا سیامک |
||
|
|
پیوندها |
|
|
چگونه میشود؟ گردش به راست روی دنده چپ تصویر شما روی ماه کشمکش ساعت مکه و ساعت گرینویچ |
||
|
|
|
|
|
POWERED BY
BLOGFA.COM |
||