تبليغاتX
گلستان شعر
مجموعه اشعار و رباعیات و مطالب علمی و زندگینامه شاعران

شب

آسمان درشب سیاهی آفرید

بادسردی درشب خودبرگزید

شب چومحرم رازها پنهان کند

رازهارادرخودش زندان کند

شاهداین رازها ماهست وبس

تکچراغ بینش راهست وبس

شب سیاهی آوردباتیرگی

می روددرصبح فردا تیرگی

شب سکوتی باخودش می آورد

ازدهام مردمان رامی برد 

شب شلوغی راچه خلوت می کند

مردمان رابی قضاوت می کند

هرکه دربستررودبایک وضو

درعبادتها،می گرددفرو

خواب اوهمراه گردد باثواب

می نویسند این ملائک باشتاب

شب پناه خستگی هامی شود

موجب دلبستگی هامی شود

این بدن دلبسته ی خوابیدن است

ازدرخت نخل خرماچیدن است .

(شاعر = فردوسی)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت   توسط سیامک  |