|
|
|
|
|
بکوی میکده یارب سحر چه مشغله بود که جوش شاهد و ساقیّ و شمع و مشعله بود حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست بناله ی دف و نی در خروش و ولوله بود مباحثی که در آن مجلس جنون میرفت ورای مدرسه و قال و قیل مسئله بود دل از کرشمه ی ساقی به شکر بود ولی ز نامساعدی بختش اندکی گله بود قیاس کردم و آن چشم جاودانه ی مست هزار ساحر چون سامریش در گله بود ز اخترم نظری سعد در رهست که دوش میان ماه و رخ یار من مقابله بود دهان یار که درمان درد حافظ داشت فغان که وقت مروّت چه تنگ حوصله بود . (شاعر = سعدی) |
||
|
|
درباره |
|
با آرزوی ساعاتی خوش برای شما عزیزان. این سایت قصد دارد تا تمامی اشعار بزرگان و... را برای شما جمع آوری کند . امید واریم شما از آن به نحو صحیح استفاده کنید. برای پیدا کردن شعر دلخواه خود از قسمت اشعار استفاده کنید . مطالب علمی و ... در قسمت موضوعات دیگر سایت وجود دارد . golestan_sher@yahoo.com با آرزوی موفقیت شما : نویسندگان سایت گلستان شعر. |
||
|
|
|
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
||
|
|
نویسندگان |
|
|
علی رضا سیامک |
||
|
|
پیوندها |
|
|
چگونه میشود؟ گردش به راست روی دنده چپ تصویر شما روی ماه کشمکش ساعت مکه و ساعت گرینویچ |
||
|
|
|
|
|
POWERED BY
BLOGFA.COM |
||