|
|
|
|
|
نور را پيموديم، دشت طلا را در نوشتيم
افسانه را چيديم، و پلا سيده فكنديم
كنار شن زار، آفتابي سايه بار، ما را نواخت. درنگي كرديم .
بر لب رود پهناور رمز، روياها را سر بريديم .
ابري رسيد، و ما ديده فرو بستيم .
ظلمت شكافت، زهره راد يديم، و به ستيغ برآمديم .
آذرخشي فرود آمد. و ما را در نيايش فرو ديد .
لرزان، گريستيم . خندان، گريستيم .
رگباري فرو كوفت : از در همدلي بوديم .
سياهي رفت، سر به آبي آسمان سوديم، در خور آسمان ها شديم .
سايه را به دره رها كرديم . لبخند را به فراخناي تهي فشانديم .
سكوت ما بهم پيوست، و ما ماشديم .
تنهايي ما تا دشت طلا دامن كشيد .
آفتاب از چهره ما ترسيد .
دريافتيم، و خنده زديم .
نهفتيم و سوختيم .
هر چه بهم تر، تنها تر.
از ستيغ جدا شديم :
من به خاك آمدم، و بنده شدم .
تو بالا رفتي و خدا شدي .
(شاعر = سهراب سپهری) |
||
|
|
درباره |
|
با آرزوی ساعاتی خوش برای شما عزیزان. این سایت قصد دارد تا تمامی اشعار بزرگان و... را برای شما جمع آوری کند . امید واریم شما از آن به نحو صحیح استفاده کنید. برای پیدا کردن شعر دلخواه خود از قسمت اشعار استفاده کنید . مطالب علمی و ... در قسمت موضوعات دیگر سایت وجود دارد . golestan_sher@yahoo.com با آرزوی موفقیت شما : نویسندگان سایت گلستان شعر. |
||
|
|
|
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
||
|
|
نویسندگان |
|
|
علی رضا سیامک |
||
|
|
پیوندها |
|
|
چگونه میشود؟ گردش به راست روی دنده چپ تصویر شما روی ماه کشمکش ساعت مکه و ساعت گرینویچ |
||
|
|
|
|
|
POWERED BY
BLOGFA.COM |
||
