تبليغاتX
گلستان شعر
مجموعه اشعار و رباعیات و مطالب علمی و زندگینامه شاعران
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
چونست حال بستان ای باد نوبهاریای گنج نوشدارو با خستگان نگه کنیا خلوتی برآور یا برقعی فروهلهر ساعت از لطیفی رویت عرق برآردعودست زیر دامن یا گل در آستینتگل نسبتی ندارد با روی دلفریبتوقتی کمند زلفت دیگر کمان ابروور قید می​گشایی وحشی نمی​گریزدز اول وفا نمودی چندان که دل ربودیعمری دگر بباید بعد از فراق ما راترسم نماز صوفی با صحبت خیالتهر درد را که بینی درمان و چاره​ای هست کز بلبلان برآمد فریاد بی​قراریمرهم به دست و ما را مجروح می​گذاریور نه به شکل شیرین شور از جهان برآریچون بر شکوفه آید باران نوبهارییا مشک در گریبان بنمای تا چه داریتو در میان گل​ها چون گل میان خاریاین می​کشد به زورم وان می​کشد به زاریدربند خوبرویان خوشتر که رستگاریچون مهر سخت کردم سست آمدی به یاریکاین عمر صرف کردیم اندر امیدواریباطل بود که صورت بر قبله می​نگاریدرمان درد سعدی با دوست سازگاری

(شاعر = سعدی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/19ساعت   توسط سیامک  |