تبليغاتX
گلستان شعر
مجموعه اشعار و رباعیات و مطالب علمی و زندگینامه شاعران
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستندحریف مجلس ما خود همیشه دل می​بردکسان که در رمضان چنگ می​شکستندیبساط سبزه لگدکوب شد به پای نشاطدو دوست قدر شناسند عهد صحبت رابه در نمی​رود از خانگه یکی هشیاریکی درخت گل اندر فضای خلوت ماستاگر جهان همه دشمن شود به دولت دوستمثال راکب دریاست حال کشته عشقبه سرو گفت کسی میوه​ای نمی​آریبه راه عقل برفتند سعدیا بسیار جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستندعلی الخصوص که پیرایه​ای بر او بستندنسیم گل بشنیدند و توبه بشکستندز بس که عارف و عامی به رقص برجستندکه مدتی ببریدند و بازپیوستندکه پیش شحنه بگوید که صوفیان مستندکه سروهای چمن پیش قامتش پستندخبر ندارم از ایشان که در جهان هستندبه ترک بار بگفتند و خویشتن رستندجواب داد که آزادگان تهی دستندکه ره به عالم دیوانگان ندانستند

(شاعر = سعدی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/19ساعت   توسط سیامک  |