تبليغاتX
گلستان شعر
مجموعه اشعار و رباعیات و مطالب علمی و زندگینامه شاعران

روزگـاری فـاضـلی در یـک دیـار


                        حکمت و دانش ببودش بی شـمار

برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید

شاعر=محمد نظام آبادی



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت   توسط سیامک  | 

به نام آنکه یکتای جهان است


                        به نام آنکه بینای نـهان اسـت

برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید

شاعر=حماسه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت   توسط سیامک  | 

کودکی بر مادرش اینگونـه گـفـت


                        از چه این تقدیر، تقدیـر مـن اسـت

 

برای دیدن متن به ادامه مطلب بروید

شاعر=حماسه



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت   توسط سیامک  | 

به سـوی قبله کنــم روی چـون تـو سـبحـانـی


                        نماز سـوی تـو  خوانـم الا  کـه  غفـرانـی

 

بزای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید

شاعر=حماسه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت   توسط سیامک  | 

گفـت پروانه سحـرگاه به شـمع


                        کار من سوخـتـن و ساخـتن است

برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید

شاعر=حماسه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت   توسط سیامک  | 

چو ما هنوز به دستان خود توان دا

    بیا که بند اسارت ز پای بر دازیم

 

برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید

شاعر=محمد نظام آبادی



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت   توسط سیامک  | 

نامش از دایره آدمیان دور کنید


گر به ناموس ؛وطن ؛عشق؛ خدا ؛غیرت خویش

 

برای دیدن کامل متن به ادمه مطلب بروید

شعر=فردوسی



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت   توسط سیامک  | 

پیکر گل همه از گریه خوار؛ خیس و لرزان گردید 


گفت: گل ارزش من اینسان شد   نکند گل تو خجالت بکشی    سخنت پایان شد 

 

برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید

 

شاعر=فردوسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت   توسط سیامک  | 

 میرسید آوایی روزی از باغچه خانه ما  


آشنا بود صدا       پیش رفتم که ببینم ز کجاست  

 

برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید

شاعر=فردوسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت   توسط سیامک  | 

این زن کامل شده است

 

برتن بی جانش

 برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت   توسط سیامک  | 

زندگی نامه آلبرت انیشتن:

انیشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ در ساعت ۱۱:۳۰ صبح به وقت محلی در یک خانواده یهودی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در ۱۰۰ کیلومتری اشتوتگارت بدنیا آمد. پدرش هرمان انیشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تأسیس کرد و مادرش پولین نی کوچ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند.

                                          برای دیدن کامل تن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت   توسط سیامک  | 

درباره ی کامپیوتر:

کامپیوتر چیست؟

شاید در میان این همه مطلب و مقاله تخصصی، بحث در باره اینکه «کامپیوتر چیست؟» کمی عجیب و غیر معمول به نظر بیاید، ولی به نظر می رسد ارائه یک تعریف جامع و کامل از کامپیوتر، قبل از هر بحثی ضرورت دارد.

                                     برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت   توسط سیامک  | 

موقعیت جغرافیایی ایران:

 

  ایران در نیمکره شمالی بین 25 تا 40 درجه عرض شمالی از خط استوا و بین 44 و 5/63 درجه طول شرقی از نیمروز گرینویچ واقع شده است که این موقعیت بیانگر آن است که ایران در منطقه­ی معتدله قرار دارد.
                                          برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت   توسط سیامک  | 

 (بند اول)
 مى‏آيم از رهى كه خطرها در او گم است‏
 از هفت منزلى كه سفرها در او گم است‏
 از لابه‏لاى آتش و خون جمع كرده‏ام‏
 اوراق مقتلى كه خبرها در او گم است‏
 دردى كشيده‏ام كه دلم داغدار اوست‏

برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید

شاعر=علیرضا قزوه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت   توسط سیامک  | 

ِِيک
دو ...
بروِِيم که وقت نِِيست
تو اِِي نِِي عزِِيز
کرشمه را بعد از چهار گرِِيه ِِي دِِيگر سر کن

برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید

شاعر=علیرضا قزوه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت   توسط سیامک  | 

اين روزها
اسفنديار تبليغ لنز مي کند و
دهقان توس
به برگه هاي جريمه نگاه مي کند و

برای دیدن کامل متن به ادامه مطلب بروید

شاعر=عیژلیرضا قزوه 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت   توسط سیامک  | 

در شهر يکي نيست چو چشمان تو خون ريز
من شهر نشابورم و تو لشکر چنگيز
اي اشک توام باده و چشم تو پياله
از زلف تو سرشارم و از چشم تو لبريز

برای دیدن کامل مطلب به ادامه مطلب بروید

شاعر=علیرضا قزوه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت   توسط سیامک  |