|
|
|
|
|
قسام بهشت و دوزخ آن عقده گشای ما را نگذارد که در آییم ز پای تا کی بود این گرگ ربایی بنمای سر پنجه ی دشمن افکن ای شیر خدا . (شاعر = حافظ شیرازی)
|
||
|
|
|
|
|
(ایضاًله) گر همچو من افتاده ی این دام شوی ای بس که خراب باده و جام شوی ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم با ما منشین اگر نه بد نام شوی . (شاعر = حافظ شیرازی)
|
||
|
|
|
|
|
(ایضاًله) آن جام طرب شکار بر دستم نه وان ساغر چون نگار بر دستم نه آن مي که چو زنجير بپيچد بر خود ديوانه شدم بيار بر دستم نه . (شاعر = حافظ شیرازی) |
||
|
|
|
|
|
(ایضاًله) گفتي که ترا شوم مزار انديشه دل خوش کن و صبر گمار انديشه کو صبر و چه دل کانچه دلش مي خوانند يک قطره خونست و هزار انديشه . (شاعر = حافظ شیرازی) |
||
|
|
|
|
|
(رباعيات) جز نقش تو در نظر نيامد ما را جز کوي تو رهگذر نيامد ما را خواب از چه خوش آمد همه را در عهدت حقا که به چشم در نيامد ما را . (شاعر = حافظ شیرازی) |
||
|
|
|
|
|
از من جدا مشو که توام نور ديده ای آرام جان و مونس قلب رميده ای (شاعر = حافظ شیرازی) (متن کامل در ادامه مطلب) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
گفتا برون شدي به تماشاي ماه نو از ماه ابروان منت شرم باد رو . (شاعر = حافظ شیرازی) (متن کامل در ادامه مطلب) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
شراب لعل کش و روي مه جبنيان بين خلاف مذهب آنان جمال اينان بين . (شاعر = حافظ شیرازی) (متن کامل در ادامه مطلب) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بازديد کنندگان محترم : از حالا به بعد مي توانيد براي مراجعه به سايت از اين آدرس هم استفاده کنيد . با تشکر (مديريت سايت) |
||
|
|
|
|
|
دوستان عزيز چه نوع شعري را از چه شاعراني در سايت قرار دهيم ؟ شعر قديم = شاعر ..... . شعر نو = شاعر ......... . لطفا در بخش نظرات اعلام کنيد . با تشکر (مديريت سايت) |
||
|
|
|
|
|
به چه مانند کنم حالت چشمان ترا ؟ به يکي اختر رخشنده به دامان سپهر ؟ يا به الماس سياهي که بشويندش در جام شراب ؟ (شاعر = مهدی سهیلی) (متن کامل ادامه مطلب) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
من ناخداي کشتي بي بادبانم گرداب من ، اين موج خيز زندگاني من پاسبان جان فرزندان خويشم اما نمي آيد ز دستم پاسباني (شاعر = مهدی سهیلی) (متن کامل در ادامه مطلب) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
تا صد سخن به نيم نگه ، باز گويمت ناز آفرين من ، به نگاهم نگاه کن ! (شاعر = مهدی سهیلی) (متن کامل در ادامه مطلب) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
دامن کشان ز ديده ي من مي روي به ناز اما به دوستي قسم ، از دل نمي روي با سرگراني از بر من مي روي ولي دانم ز يار غمزده ، غافل نمي روي . (شاعر = مهدی سهیلی) (متن کامل در ادامه مطلب)
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
به هر جا پا نهم ، از شومي بخت نگاه دلنوازي سوي من نيست از اين دلها که بخشيدي به مردم يکي در حلقه ي گيسوي من نيست . (شاعر = مهدی سهیلی) (متن کامل در ادامه مطلب)
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
میان دسته ی گل زنبقت را ز اشک چشم گریان آب دادم بنفشه را به یاد گیسوانت به انگشتم گرفتم تاب دادم . (شاعر = مهدی سهیلی) (متن کامل در ادامه مطلب)
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست . (شاعر = حافظ شیرازی) (متن کامل در ادامه مطلب)
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
وی مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت . (شاعر = حافظ شیرازی) (متن کامل در ادامه مطلب)
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
ساغيا بر خيز و در ده جام را خاک بر سر کن غم ايام را ساغر مي بر کفم نه تازه بر بر کشم اين دلق ازرق فام را (شاعر = حافظ شیرازی) (متن کامل در ادامه مطلب) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
شبهای بس دراز نخفتی که تا پسر خوابد به ناز بر اثر لای لای تو رفتی به استانه ی مرگ از برای من ای تن به مرگ داده ! بمیرم برای تو (شاعر = مهدی سهیلی) (متن کامل در ادامه مطلب) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
قصه ی ما به سر رسید و کنون نوبت قصه ی پسر آمد . (شاعر = مهدی سهیلی) (متن کامل در ادامه مطلب) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
من به تو رو کرده ام ، بر آستانت سر نهادم دوست دارم بندگی را با همه شرمندگی ها (شاعر = مهدی سهیلی) (متن کامل در ادامه مطلب) ادامه مطلب |
||